كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

13

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و امير فيروز شاه به هرات آمد در مدت اندك مرمت باره و فصيل و دروب و مقاتله به نحوى استحكام فرمود كه مزيدى بر آن متصور نتواند بود و بروج آن سر به اوج كشيد و خندقش به حضيض رسيد و با آن‌كه چند پادشاه بزرگ در بناى آن شهر سعى نموده‌اند و در عمارت آن غايت اهتمام بذل فرموده چنانچه اين رباعى از آن خبر مىدهد . رباعى لهراسب نهاده است هرى را بنياد * گشتاسب در و بناى ديگر بنهاد بهمن پس از او عمارتى ديگر كرد * اسكندر روميش همه داد بداد اما عمارتى كه تجديد يافت بسيار زياده از عمارت سلاطين سابق است و بر آنها فايق و امير سيد خواجه به موجب حكم جهان‌مطاع متوجه ولايت طوس و مشهد مقدس و نسا و ابيورد و نشابور و سبزوار شد كه از آن حدود بر خبر بوده قلعهء طوس را معمور گرداند و موكب همايون از آب مرغاب گذشته به لنگر شيخ‌زاده بايزيد رسيد و در آن منزل ، اميرزاده سلطان حسين كه در زمان واقعهء حضرت صاحب‌قران در نواحى تاشكند از امرا برگشت - و شرح آن در جلد اول مفصّل گذشت - از طرف ماوراء النّهر آمد و حضرت خاقان سعيد او را نوازش فرمود و در آن اثنا ، خضر خواجه و شيخ حسن قوچين كه براى استخبار به طرف سمرقند رفته بودند بازآمدند و شرح جلوس آن مظهر كرم نصير الدّولة و الدّين ميرزا خليل سلطان « 21 » به موقف عرض رسانيدند و آن حضرت امير حمزهء قتوقو را به رسالت پيش ميرزا خليل سلطان فرستاد و به زبان رفق پيغام داد كه پدر بزرگوار انار اللّه برهانه كه جنّهء « 22 » نوايب بود به رحمت ايزدى پيوست و تو مرا امروز به‌جاى برادر و فرزند از جان شيرين و روشنايى چشم

--> ( 21 ) . پسر ميرزا ميرانشاه كه بعد از مرگ تيمور در سمرقند به سلطنت نشست . ( 22 ) . جنّه به ضم اول به معناى سپر است .